دیگر ت به
دیگران سر مست و در اغوش جانان خفته اند
دیگر مگو پوران
دیگر یارت نمیشم
مگور قربان قربان
دیگر برنمیگردم از فراق مردم
دیگرباوربه قرارت
دیگرباورندارم به قرارت
مگوره کور بانکور بن
دیگر اشکم نده دیگر اشکم نده زیبای من
دیگرچه خواهی حمیرا
دیگر معین
دیگر بر نمیگردم